ظهر
۱۸ آبان پار
سال بود ک از بیمارستان مرخص شدی و من تنها موندم و از همونموقع خونوادت بفکر جداییمون افتادن و از همونموقع من شبا بدون بغلت خوابیدم البته چندباری هم دوتایی سعی کردیم همه چی درست شه و بتونیم زندگیمونو کنیم ولی نشد آقایی من از پار
سال تا الان بدون تو خیلی سختی کشیدم آقایی بدون تو نمیتونم راحت نفس بکشم بدون تو آرزوهامو نمیخوام آقایی توروخدا برگرد و کاری کن همه چی درست شه و بتونیم کنار هم زندگی کنیم و به آرزوهامون برسیم... حالا فهمیدم ک لیاقت عشق منو نداشتی.....
ما را در سایت حالا فهمیدم ک لیاقت عشق منو نداشتی.. دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 1:59